سلام. خیلی دلم می خواست واسه آخرین پست هشتاد و شیش سیب زمینی یه چیز متفاوت بذارم! دیگه نمی دونم چی بگم... آه رو که نمی شه نوشت!

بگذریم. چون حجم مطلب خیلی زیاد بود و حتی ادامه مطلبم جواب نمی داد تو دو تا پست میذارمش. ادامه ش تو پست پایینه، زیر همین. لطفا" اگه خواستین نظر بدینم واسه همون پایینی بدین.

*

یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385

به نام یاور یر حق

 

سلام

نویسنده های محترم وبلاگ لطفا نظرتون رو در مورد قالب بگید

فعلا خدافظ

سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385

فرشید

سلام

فرشیدم,میشناسیدم,نگم دیگه,ها؟خب اونهایی که میشناسن نخونن

از کجا شروع کنم آمارم خرابه ,16سالمه,شهریوریم,گرافیک میخونم,عاشق گرافیکم,دستم به نوشتن نمیره,(ولی همه کار غیر نوشتن بلدم),از اول دیکتم بد بود فوتبالم خوب,گفتم فوتبال پرسپولیسیم (2 آتیشه 5 آتیشه اینا خالی بندیه من عاشق پرسپولسم),عاشق فرانچسکو توتیم هستم,آدم زیاد با احساسی نیستم ,نارنجی رو دوست دارم,از گل بدم میاد,خراب ریفیقم,غذا هم به طور کلی فقط سیب زمینی بلدم بپزم(برنج سوخته هم بلدم) عاشق سیب زمینی سرخ کردم(چون فقط همینو بلدم بپزم) همین دیگه از کلاغ هم خوشم میآد.

بخونید اینم

چگونه ازدواج كنيم؟

خواستگاري و روشهاي آن:

چندين روش براي خواستگاري وجود داره.

1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بي‌بي صغراي معروف و آبجي‌جون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونه‌هاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوه‌اي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم. خلاص.

2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريد جلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانه‌اي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.

3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كم‌كم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بي‌سروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد.

4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.

5- روش خشن‌تري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون   مي‌ريزيد. 

ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.

چهارشنبه هشتم شهریور 1385

نامه ای عاشقانه ولی....

اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه؟

سلام

سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني.بیا به هم اعتماد کنیم که هر جا سخن از اعتماد است نام بانک ملب ایران میدرخشد. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بیک اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه چه خوی است هر چه زود تر اظهار نامه مالیاتی خود را پرداخت کنیم. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با سمند جديد كه افتخار ملي است و جدیدآ در بلاروس هم تولید میشود  آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم.

بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل سونی های جدید پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد و  اظهار نامه مالیاتی را هم پرداخت کنیم

جمعه هفدهم شهریور 1385

وصیت نامه یک مرده ی باحال

 

- قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

- بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

- به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

.ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند -

. - عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است

. - بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم

كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد! - 

.مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند - 

. روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست - 

 دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!- 

.  كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند-

 شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.- 

. گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد -

. در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند - 

. از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم -

 به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.-

.  چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد-

سه شنبه بیست و سوم آبان 1385

روند خواستگاری

سلام

انقدر به من فشار آوردن این دخترا که مجبور شدم سریع آپ کنم  

يك هفته پس از خلقت آدم:

چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم:

با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه)

بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت مقدس جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:

انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟

بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.

ده سال قبل:

شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.

هم اكنون:

به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد.

البته در نسخه جدید یاهو مسنجر که برای مسلمانان تهیه شده در آن از عاقد الکترونیکی و شکلک های اسلامی استفاده میشود.

سه شنبه سی ام آبان 1385

سلام

حالا ما ۲ روز دیر آپ کردیم همه داشتن منو گاز میزدن بعدشم شرط میبندم نمیدونن نوبت کدومشونه که آپ کنه

خب ولی من بازم آپ میکنم

این عکس زن اول ناصر الدین شاهه شانس آوردیم دخترا پیشرفت کردن تو این مدت وگرنه.......

بنده خدا نمدونم چه چوری به این بدبختی تن داده(با تشکر از بچه های کمال)

{عکس}

شنبه هجدهم آذر 1385

IRAN-CHINA

سلام

خب قبل از همه چیز باید برد کوفتی و صد البته مسخره تیم ملی رو به همتون تبریک بگم.

نقد بازی:

بازی از دقایق اول تا همون آخر شباهت زیادی به سریال های طنز داشت حتی میشه که فیلم بازی رو به 18 قسمت 5 دقیقه ای تبدیل کنیم بعدش به جای باغ مظفر پخش کنیم.حالا بماند که رنه سیموئز چقدر رو جلوه های ویژه فیلم کار کرده بود(مثلا پنالتی اولادی/گل برهانی/و پاس های زیبای مدافعان و دروازبان که آخر هم به مهاجم چین ختم میشد)

البته باعث افتخار همه ایرنی هاس که ما چندین پت و مت چندین جیم کری در تیم ملیمون داریم

-حسن رودباریان(جیم کری):چقدر سعی کرد بگه که بابا من این چینی ها و مالدیوی ها رو دوس دارم من عاشقشونم.(خدایا این میزاپور چقدر ماهه)

-شیت رضایی((ANGEL:فرشته نجاتی که هیچوقت نیومد

-سید جلال حسینی:(:(SPIDER MAN نقش اول فیلم-عالی بود نمیشه ازش ایراد گرفت.

-مهرداد اولادی(ایکیوسان): ایکیوسانی که از تنها چیزی که استفادن نکرد فکرش بود تنها جالبیتش این بود که همه رو کتک زد

-عادی کلاه کج(:(DESPREDOتا دقیقه 75 همه رو میزد بعد از دقیقه 75 هم چون حال نداشت کسی رو نزد-

-بهشاد یاور زاده(:(GOD FATHERکسی که چون قلدره حال نمیکرد بدوه.

-علیرضا حقیقی(مارمولک):چون هیچ نقشی تو فیلم ندادن بهش یه زور خودشو کرد تو فیلم فقط معلوم نشد داور رو چی کار کرد که بهش کارت داد.

-آرش برهانی((TERMINATOR:عاشق تف کردن به شخصیت و پدر و مادر تیم حریف.

-دروازبان چین(جنیفر لوپز):کسی که فک میکرد بینهایت جذابه با اون خنده های مسخرش ولی خب آشغال

-داور(:(PUNISHERهمه رو مجازات کرد معلوم نبود دلش از کی پر بود بنده خدا

 

نتیجه:

نتیجه این که باید نگران آینده فوتبالمون باشم

رفقا ما تیمی نیستیم که جلوی چین کم بیاریم حتی اسم ایران رو کل چین سروری میکنه

 

سه شنبه دوازدهم دی 1385

میخهای روی دیوار

میخهای روی دیوار

سلام

نمیدونم کی ؟کجا ؟چه زمانی؟ یه مطلبی خوندم یا یه داستانی شنیدم که همچین مضمونی داشت خنده دار نبود ولی جالب بود

داستان, داستانِ یه پسر بچه بود که بد اخلاغ بود و وقتی که عصبانی میشد شاید بی دلیل به همه زخم زبون میزد.


 

یه روز پدر این پسر بچه یه جعبه میخ بهش داد و بهش گفت هر بار که عصبانی میشی یکی از این میخ ها رو به دیوار بکوب.

روز اول پسر بچه 38 میخ به دیوار کوبید.طی چند هفته بعد همینطور که یاد میگرفت چگونه عصبانیتش رو کنترل بکنه تعداد میخ های روی دیوار کمتر میشد

او کمکم فهمید که کنترل عصبانیتش اسان تر از کوبیدن میخ ها به دیوار است.......

بعد از مدتی پدر به او پیشنهاد داد که هر بار که عصبانیت خود را کنترل میکنی یکی از این میخ ها رو از روی دیوار بکن

روزها گذشت و گذشت که سر انجام او توانست به پدرش بگوید که تمام میخ ها را از دیوار بیرون آورده.پدر دست او را گرفت و به کنار دیوار برد و به او گفت پسرم تو کار خوبی انجام داده ای ولی به سوراخ های روی دیوار نگاه کن!!!دیوار هرگز مثل گذشته نمیشود!!

تو هم در هنگام عصبانیت حرف هایی میزنی که آن حرف ها همچین آثاری بر جای میگذارد!!!!!!!! تو میتوانی چاقویی در دل کسی فرو کنی و بعد هزاران بار عذر خواهی کنی ولی فایده ای ندارد چون آن زخم ها یر جایش باقی است.

 

ببخشید اگه جالب نبود

 

یکشنبه یکم بهمن 1385

ساعت ویژه

سلام

نمیدونم متحول شدم خوب شدم بد شدم خر شدم خوب شدم ولی به طور کل مطلب خنده دار گیر نمیارم

از این پند نوشته هاس از کتاب ۱۷ داستان کوتاه کوتاه

{عکس}

حال ندارم تایپ کنم یعنی اینا

ببخشید اگه جالب نبود

جمعه بیست و هفتم بهمن 1385

زندگی همینه

عجب روزگاري است، عاشق مي‌شوي مي‌گويند ديوانه است. ديوانه مي‌شوي مي‌گويند حتما عاشق است.

وقتي زنده‌اي يك نفر هم سراغت را نمي‌گيرد، وقتي مردي، دسته دسته به ملاقات جنازه‌ات مي‌آيند!

خواستم خوشبختي را معني كنم، معناي زندگي يادم رفت. خواستم سختي آن را تجربه كنم، زندگي كردن را فراموش كردم!

عجب رسمي است. همه عمر در انتظار لحظه‌هاي نابي، لحظه‌هاي ناب در فكر دليل!

زندگي: زجر – نداري – درد – گناه – ياس

مرگ: مهربان – راحت – گوارا

و حقيقت اينست كه: حقيقت تلخ است!

 

نظر خودم:من که میگم نه اینجوری نیس

نتیجه ادبی:نویسنده گوسفند بوده

نتیجه هنری:نویسنده میرفت گرافیست میشد موفق تر بود

نتیجه اخلاقی:سعی کنید روحیتون اینجوری نباشه

نتیجه ورزشی:استقلال برد تبریک

نتیجه ندارم دیگه

یا حق

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

خونه تکونی

 

قالب)سیب زمینی رو عوض کردم (دست گلم درد نکنه)..........)  سلام اینم از خونه تکونی قبل عید آپ که نمیکنن لا اقل پوست

 همین دیگه فعلا مطلبی ندارم

 مژگان و الهه هم که  اصلا پیداشون نیس

مهشید تو کمیته انظباطی فعلا

مژده هم خوبه سلام رسوند

یا حق

شنبه بیست و پنجم فروردین 1386

سیب زمینی های ته گونی


سلام

دیگه کسی نه وقتش رو داره نه حالش رو..........

همینه که سیب زمینی داره به ته گونی میرسه

دانلود کنید::>

البته با فرمت موبایل (3GP)

وقتی کسی یه مشکلی پیدا می کنه که فکر می کنه جز مرگ راهی براش نیست ممکنه دست به این اقدام هولناک بزنه، خودکشی در متروی تهران...

Download For Mobile) 3GP) 197 KB


یک تکه فیلم کوتاه که خیلی جالبه ، در حقیقت رفتار ما انسان ها رو نشون میده. توصیه می کنم حتما دانلود کنید و ببینید ، کم نمی خندید:       

Download For Mobile (3GP) 464 KB


مسابقاتی هست در امریکا که مراحل خیلی بیچیده ای داره و شرایط برای خانوم ها و آقایان شرکت کنندهیکسانه ولی در قبال اون ، جایزه های بسیار بسیار گران قیمتی هم اهدا میشه. این مسابقات یک برندهبیشتر نداره و باید همه مراحل پاس بشه تا جایزه اهدا بشه. حالا تماشا کنید ببینید این خانوم که تا آخرینمرحله پیش رفته باید در مرحله آخر برای برنده شدن اون اتومبیلی که پشت سرش هست چیکار کنه:

Download For Mobile (3GP) 1.14 MB

 همین دیگه حس نداریم

سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386

اینجا تهرانه لعنتی شوخی نیستش(این داسنان کاملا واقعی است)


آریا شهر
ساعت 6 بعد از ظهر

افسر پلیس:وایسا ااااااااا بهت میگم وایسا بچه!!
پسرک:بله؟با منی جناو سروان؟
افسر پلیس:این چه مدل موییه؟
پسرک:مگه چشه اختیار موهامم ندارم؟
افسر پلیس:صداتو برای من بلند میکنی؟بخوابونش موهاتو
پسرک:جناب سربان داری الکی گیر میدیا
افسر پلیس:الان میگم بهت!!!!!برو واسسا بقل دیفال پیش بقیه!!سرباز سرباااااااااز
سرباز:بله قربان؟
افسر پلیس:این قیچی و بگیر از همون سر صف هر کی موهاش از کف دست بلند تره بزن
سرباز:بله
پسرک:ای بابا یعنی چی؟
افسر:یعنی همین!!
پسرک:آی آخ وااااااااااااااااای آی نکن!!!!آخ(چیزی نیس نگران نیاش موهامشرو زدن همین)
افسر پلیس:برو برو بچه.. ولی دیگه پررو بازی در نیار
و پسرک با چهرهی غمگین از افسر وسرباز دورتر شد  همینطور که سرش را میمالیید تا درد کشیدن موهاش التیام پیدا کنه چند متر اونور جایی که صدای او به پلیس ها نرسد>>
پسرک:گلابی بی پدر ......... پدر سگ........ نه دلم خنک نمیشه ماد..{...}

پایان

یک سوال:حالا اون پسرک آدم شد یا اون افسر یه چیز با ارزشی رسیید؟
اون پسر توی داستان خود من بودم
اون افسر و اون سربازم واقعی بودن
اون قیچی یه هم واقعی بود
اون کساییم که بقل دیوار بودن واقعی بودن

آره ریفیق من 
اینجا تهرانه شوخی نیستش

جامعه ما داره به طرف کدام گورستانی پیش میره؟

داداش گلم آبجی خوشکلم دوست عزیزم
میییییییگیییییییییرن
به خدا میگیییییییرن
ااین طرح تا کی میخود ادامه پیدا کنه؟خدا میدونه
1هفته 1ماه چقدر ؟ تا ابد نیس که
 زوووری نیس
زوری نمیشه
مردم باید بخوان
دود این حرکتم تو چشم خوذشوون میره
به قول بکی از بچه ها
تف سر بالاس............

یکشنبه سیزدهم خرداد 1386

وضعیت قهوه ای مثل(...)

اگه ایرانی هستی این مطلب رو بخون

این دفعه دیگه وقعا وضعیت قرمزه
!!! قرمز نه از قرمز بدتر قهوه ایه

اول بزار بگم چرا این مطلب رو مینویسم:
چون امتحان عربی دارم چون از بچگی حالم از عرب ها و عربی بهم میخورده چون این عرب ها خیلی وقته که خودشون رو قاتی ما کردن
دلیل دومش هم اینه که با یه نفر سر این مسایل بحث کردم ولی یه عالمه حرف نگفته واسم موند


دقت کردید کجای کاریم؟
دقت کردید هویت ایرانی ما از بین رفته؟
دقت کردید بیشتر از یک چهارم مردم ایران فکر میکنن نژاد ما عربه؟!!!
آره باورکن.... باورت بشه خودمون رو بدبخت کردیم
تو این کشور تا دلت بخوتد اسم شهیدا رو کوچه و خیابوناس(خوب درست هم هست چون جونشون واسه ایران رفته)!!!! وقتی هم که شهیدا تموم میشن اسم گل و بلبل جالبیش اینه که اسم گل و بلبل با عدد هم داریم(بنفشه 1 بنفشه2 بنفشه3 بنفشه4 نه نمیخواد تموم شه تا 100ادامه داره شایدم تا هزار شایدم تا جایی که دیگه خیابونی نمونه که اسم...)
اون وقت یه خیابون باریک... نه یه پستو... نه اونم زیاده یه کوچه بن بست نیس که به نام کوروش کبیر با داریوش هخامنش باشه!!
چون فقط شاه بوده؟
چون فقط محمد رضا پهلوی سر قبرش گفته بخواب ما بیداریم؟
جالب  همه بدونید که اسم کوروش کبیر تو قرآن  هم اومده!!!جالبه بدونید که ازش به نیکی هم یاد شده!!جالبه بدونبد که بیشتر تاریخشناسان کوروش رو جزو نمیدونم صدو چند هزار نفر پیامبر الاهی میدونند
اصلا همه این ها به کنار آدمی که اولین منشور عدالت و قانون روبه وجود آورده ارزش نداره اسمش رو بزارن روی یکی از این خیابونا؟
کوروش کبیر: "بعد از مرگم بدنم را در طابوت مگذارید چون میخواهم بدنم تبدیل به خاک ایران شود." یا کسی که این حرف رو زده ارزش این رو نداره؟
کی میدونه اون زمان تخت جمشید لوله کشی آب گرم و سرد داشته یعنی چی؟
وقتی ما تاریخ خودمون رو نابوود میکنیم همه کس جرات میکنه به ما اهانت کنه؟
عرب ... عرب مارمولک خور..... عرب ملخ خور.....جرات میکه به خلیچ فارس بگه خلیج عربی!!یا هالیوود بیا 300 بسازه
انقدر خودمون رو بی ریشه و بی پی نشون میدیم که جرات میکنن بیان 300 بسازن !!حق هم دارن!!انقدر ما نساختیم که اونها ساختن
هنرمندان سینمای ما هم که عاشق این هستند که بیان  اولین شب آرامش رو بسازن آخرین شب رو هم آرامش بسازن حتی دوشت دارن وسطای شب آرامش رو هم بسازن بعدش محض رضای خدا نمیان یه مستند 30 دقیقه ای در مورد پارسه(تخت جمشید)بسازن
چرا فک کنم زیر آب رفتن تخت جمشید به طور مستقیم از تلوزیون بخش بشه
باور کنید اگر فردوسی یا حافظ و سعدی یا ...ملییت اروپایی داشتن یا آمریکایی الان اروپایی ها به ما میگفتن شما ادبیات نداشتید شما آدم نبودید ولی ما هیچ استفاده ای از اونا نکردیم
یا میدونید زمان صفویه آره همین صٌفویه این کره ای ها که ما اگه 100 سال پیشرفت کنیم واونا متوقف شن بازن نمیرسیم بهشون واسه ما کار گری میکردند؟
یا در زمان صفویه چینی ها از ما وسایل نجوم میخریدند؟

نمیدونم چند نفرتون تا حالا پرچم ایران رو دستتون گرفتید ولی باور کنید اون لحظه که آدم این پرچم رو دستش میگیره غرور تمام بدنت رو میگیره تمام بدنت میلرزه!!!مهم هم نیس چه طرحی و چه نقشی داشته باشه مهم اینه که پرچم ایرانه
 خیلی چیزای دیگه هم دارم بگم ولی خوب.. نمیدونم....ببخشید اگه زیاد حرف زدم   همش حرفای دلم بود این اواخر هم این فیلم جدید ضد ایرانی پرسپولیس خیلی رو مخم رفته نه تنها مخ من مخ هر کی واقعا ایرانیه

                 ایرانی میمانم ایرانی زندگی میکنم ایرانی میمیرم